آموزش هر عملی است که به طور سازنده نحوه رفتار، تفکر و احساس ما را اصلاح می کند. ما به عنوان انسان همیشه میل به یادگیری داریم، صرف نظر از سن. ما همچنین به روشهای مختلف یاد میگیریم که به واسطه عناصر درونی و بیرونی نه تنها به سن، بلکه به سطح رشد و بلوغ، شخصیت، تجربه و همچنین عوامل ژنتیکی و محیطی مرتبط است. برای اینکه دانش آموزان بتوانند از پتانسیل کامل خود استفاده و کشف کنند، پیش نیاز بهینه سازی روش های آموزشی است.
چگونه می توانیم آموزش را لذت بخش تر و کارآمدتر کنیم؟ پاسخ در درک چگونگی یادگیری دانش آموزان نهفته است. دانش پایه در روانشناسی تربیتی در واقع چیزی است که مربیان خوب را متمایز می کند و به آنها اجازه می دهد تا دانش را به طور کارآمد، همانطور که برای هر گیرنده لازم است، منتقل کنند.
سبک های اصلی یادگیری عبارتند از: (1) دیداری، با تکیه بر تصاویر و نقشه های ذهنی، (2) شنیداری، استفاده از صدا، موسیقی و ریتم، (3) فیزیکی یا یادگیری از طریق انجام، (4) کلامی، با استفاده از گفتار و نوشتار، 5) منطقی، تکیه بر استدلال برای کمک به دیدن تصویر بزرگ، (6) یادگیری اجتماعی یا گروهی، و (7) انفرادی، یعنی یادگیری به تنهایی یا از طریق خودآموزی.
در زمینه آموزش، گرایش استفاده از عناصر بازی در زمینههای غیربازی، که در غیر این صورت گیمیفیکیشن نامیده میشود، با هدف افزایش مشارکت و انگیزه دانشآموزان، جلب علاقه آنها به ادامه یادگیری و تأثیرگذاری بر رفتار کلاس درس است. اگرچه امروزه بازیها اغلب در محیطهای آموزشی مورد استفاده قرار میگیرند، این روند همچنان مورد انگ است و استفاده از آن محدود میشود، بهعنوان مثال (1) دسترسی ناکافی به فناوری، (2) فقدان تخصص حرفهای در ادغام فناوریهای جدید، و (3) مقاومت در برابر تغییر.
برای تغییر ، ما باید روشی را که گیمیفیکیشن ممکن است یادگیری را به طور سیستماتیک تسهیل کند، درک کنیم.
گیمیفیکیشن در آموزش ممکن است پردازش اطلاعات جدید توسط مغز را بهینه کند. این ممکن است با جنبههای کلی دروس گیمیفی شده، با ارائه سمعی و بصری، به حداقل رساندن اطلاعات طرحوارهای، وقفههای زمانی کوتاه، و اغلب الگوهای تکراری تسهیل شود.
داده های جدید از بین می روند مگر اینکه از طریق یک فرآیند چندلایه شامل توجه، ادراک، انتخاب، سازماندهی و ادغام اطلاعات در حافظه بلندمدت ما ذخیره شوند. اولین رله داده های جدید در حافظه کاری ما قرار دارد که می تواند تنها مقدار کمی از اطلاعات را در یک زمان مدیریت کند. میلر پیشنهاد کرده است که مغز انسان می تواند هفت قطعه اطلاعات را در یک زمان پردازش کند که اگر برای رسیدن به حافظه بلندمدت پردازش نشود، در 20 ثانیه از بین می رود.
مغز اطلاعات موجود در حافظه فعال را با استفاده از دو کانال بصری و شنیداری پردازش می کند. هنگامی که اطلاعات با استفاده از هر دو کانال ارائه می شود، مغز، یعنی حافظه فعال، می تواند اطلاعات جدید بیشتری را در خود جای دهد. با این حال، اضافه بار اطلاعات که ممکن است مانع ادغام اطلاعات جدید در حافظه بلند مدت شود. بنابراین، تکه های کوچکی از اطلاعات باید به صورت سازمان یافته ارائه شوند. این به مغز اجازه می دهد تا اطلاعات جدید را در طرحواره های موجود در حافظه بلندمدت ادغام و سازماندهی کند.
علاوه بر این، تحقیقات اخیر نشان داده است که دامنه توجه در انسان از حدود 12 به 8 ثانیه کاهش یافته است. این تغییر علاوه بر اثرات مفید آن از جمله زمان واکنش سریعتر و افزایش توانایی انجام چند کار، به انقلاب دیجیتال نسبت داده شده است. این یافتهها بر نیاز به اتخاذ روشهای مدرن، مانند گیمیفیکیشن، برای انتقال دانش و اطلاعات جدید به دانشآموزان و معلمان تأکید میکنند.
گیمیفیکیشن در آموزش می تواند انگیزه و مشارکت را بهبود بخشد. عناصر بازی مانند بازخورد فوری و کسب نشان برای تکمیل موفقیت آمیز چالش ها به شدت در افزایش انگیزه دانش آموزان برای شرکت در این بازی ها حتی در دیوارهای کلاس تأثیر دارند.
برای مطالعه بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید:
https://www.thetechedvocate.org/how-does-gamification-effect-the-learning-process/


